
سال نو مبارک

سال نو مبارک
سخني با ناشنوايان (قسمت آخر)
4- نور بايد باندازه كافي باشد. نور ضعيف و چراغهاي با آباژور كار ديدن را مشكلتر مي كند. بعضي ها انتظار دارند كه شخص ناشنوا در نور كم هم بتواند لبخواني كند. البته مهم نيست كه شما مخاطب را ببينيد اما صورت شما بايد طوري قرار داشته باشد كه نور به آن بتابد.
5- اگر مي خواهيد وقفه اي در درك مطلب ايجاد نشود در موقع صبحت كردن پيوسته به صورت مخاطب ناشنواي خود نگاه كنيد و صورت خود را برنگردانيد و باطراف نگاه ننماييد. اگر بخواهيد شخص ثالثي را هم مخاطب قرار دهيد اگر پشت شما باو باشد بازصداي شما را خواهد شنيد ولي شخص ناشنوا بمحض اينكه صورتتان برگردد مطلب را هم ازدست خواهد داد. البته كار مشكلي است كه صورتتان بطرف يكي باشد و مخاطبتان ديگري اما تصديق كنيد كه هيچوقت سعي هم نكرده ايد.
6- تلويزيون را خاموش كنيد و بگذاريد تا جائي كه امكان دارد دو به د و صبحت بشود، نه سه نفري وچهارنفري باهم. تشخيص صداها براي ناشنوايان خيلي مشكل است و آن چيزهايي را كه باعث پرتي حواس ميشود كنار بگذاريد.
7- تشويق كنيد كه ناشنوايان نيز وارد گفتگو شوند با سئوالات و اظهارنظرهاي جالب آنها را سر ذوق بياوريد. رعايت اين نكات در صبحتهاي دوستانه نه تنها جزو اداب معاشرت است منتهاي لطف و مهرباني به ناشنوايان نيز ميباشد براي شما خيلي راحت است كه به آنها گوش بدهيد اما نمي دانيد كه براي انها چقدر مشكل است كه حرفهاي شما را بفهمند اما بعضي ها فقط متكلم وحده هستند و ناشنوايان را بي حوصله مي كنند و اين بي حوصلگي آنها را عذاب مي دهد.
8- اگر شنوايي شما بي نقص باشد شما بدون ناراحتي ميشنويد و صحبت و گفتگو آسانترين و خوشايند ترين طريقه وقت گذارني است ولي براي ناشنوايان اينطور نيست . براي آنها گفتگو كار مشكلي است و مستلزم كوشش مداوم و تمركز حواس زياد ميباشد از اينرو خيلي خسته كننده است بهمين دلايل همان اندازه كه ملاحظه آدم شل را در راه رفتن مي كنيد ملاحظه آدم ناشنوا را نيز هنگام گفتگو بنماييد.
در خاتمه از آنهايي كه با وجود اين مشكلات صبور هستند و با آدمهايي مثل من مدارا مي كنند سپاسگزاري مي كنم.
سخني با ناشنوايان (قسمت اول)
دير يا زود همه ما مجبور خواهيم شد كه با يك آدم ناشنوا همكاري كنيم كه البته كار مشكلي نيز خواهد بود. ناشنوايي خود من روز بروز افزايش پيدا مي كند زيرا يك گوشم كر است و گوش ديگرم هم چندان شنوايي ندارد بنابراين از مشكلاتي كه مطرح مي كنم آگاهي دارم.
بعضي از ناشنوايان مي گويند كه شنوايان نسبت به آنها تفاهم و همدردي ندارند اما من خودم چنين احساسي ندارم ولي متوجه شده ام كه آنها از چند اصل مهم در گفتگو با ناشنوايان بي اطلاعند و نمي دانند چگونه با آنها كنار بيايند باين جهت دستور كلي كه در گفتگو با ناشنوايان مخصوصا" كساني كه ميزان ناشنوايي شان خيلي زياد است اما كر مطلق نيستند پيشنهاد مي كنم :
1- گفتگو را قبل از آمادگي مخاطب ناشنواي خود شروع ننماييد. اگر مخاطب شما از سمعك استفاده مي كند صبر كنيد كه سمعك را بگوشش بگذارد. او بايد كاملا آماده باشد و حواسش كاملا جمع باشد. البته شروع گفتگو خيلي آسان است ولي اگر قبل از آمادگي طرف مخاطب باشد، خود را خسته كرده ايد زيرا مجبور خواهيد شد كه مطالب گفته شده را تكرار كنيد.
2- آهسته صبحت كنيد مگر اينكه گفتار شما بطور طبيعي شمرده باشد. اغلب مردم بدون اينكه بدانند خيلي سريع صبحت مي كنند، مانندجريان رودخانه سريع و لاينقطع و بعضي ديگر مانند صداي انفجار خمپاره بنظر ميرسد از قدرت آنها خارج باشد كه بتوانند خود را به شمرده صبحت كردن عادت دهند، حتي اگر خيلي هم باهوش باشند يا از انها خواسته شود و يا تقاضا شود بازهم نمي توانند ترك عادت كنند. من خودم گاهي مصرانه تقاضا كرده ام ولي متاسفانه نتيجه نداده است و تعجب مي كنم.
3- واضع صبحت كنيد. مخصوصا" اگر مخاطب شما لبخواني مي كند بايد فرصت كافي داشته باشد كه بتواند متوجه مطالب شود. فكر مي كنم كه اصطلاح (لبخواني) اسم بي مسمايي است كتابهايي كه در اين باره نوشته شده دلالت بر اين مي كند كه زبان و دندانها بايد ديده شوند هر چقدر هم كه حركت آنها سريع باشد و حركت لبها واضح باشد.
بقیه مطالب هفته اینده
روزي به فكر تاسيس كلاسي براي تعليم كرولالها افتادم وقتي فكر تعليم و تربيت كودكان كرولالها را با رئيس فرهنگ وقت تبريز در ميان گذاشتم چنان با تعجب او روبه رو شد كه مورد تمسخر قرار گرفتم . رئيس فرهنگ به من گفت :
اگر تو قادر به زبان آموزي هستي بهتر است همشهريهاي ترك زبان خود را زبان فارسي ياد بدهي ، زبان دار كردن كرولال ها پيش كش!!!
ما به دبستان كرولالها احتياج نداريم .....
هر چند باغچه بان مورد تمسخر آقاي رئيس فرهنگ قرار گرفت و اگرچه بعدها در تبريز او را بعنوان شالارتان انگشت نما كردند ، اما او كه به روش و متد خود ايمان داشت و به كارش عشق مي ورزيد، طي يك سال موفق شد به سه كودك كرولالها خواندن و نوشتن بياموزد ، روزي كه اين سه كودك ناشنوا در تبريز امتحان مي دادند ، حياط و بام مدرسه لبريز از مردمي بود كه به تماشاي خواندن ، نوشتن و حرف زدن اين كودكان آمده بودند، زيرا براي آنها باور نكردني بود كه كودكان كرولالها هم بتوانند بخوانند، بنويسيد و حرف بزنند..... پس از امتحانات نطقها آغاز شد ، تقديرها ، تمجيدها از زمين مي جوشيد و از آسمان مي باريد. مردم از دست زدن و هورااا كشيدن سير نمي شدند.